اگر پای صحبت کودکان امروز بنشینید، با جهانی پر از ابرقهرمانها و شخصیتهای خیالی روبهرو میشوید؛ جهانی که بخش عمده آن را کاراکترهای خارجی تشکیل میدهند. این در حالی است که به گفته دکتر سجاد خانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، کودکان برای پاسخ به سوالات ذهنی و شکلدهی رفتار خود، بیش از والدین به این شخصیتها رجوع میکنند.
او با اشاره به تغییر سبک زندگی و کاهش زمان تعامل والدین با فرزندان، تأکید میکند که کاراکترهای انیمیشنی امروز نقش «الگوهای جایگزین» را ایفا میکنند. به گفته وی، این شخصیتها باید بهصورت هدفمند و بر اساس شناخت دقیق از روان کودک طراحی شوند تا بتوانند در فرآیند «یادگیری فعال» نقش مؤثری داشته باشند.
نقش کاراکترها در شکلگیری شخصیت کودک
خانی معتقد است کودکان در مواجهه با دنیای پیچیده، به دنبال الگوهایی هستند که یا مکمل ویژگیهای شخصیتی آنها باشد یا با آنها همخوانی داشته باشد. در همین راستا، کاراکترهای انیمیشنی از طریق ایجاد ارتباط عاطفی، بهسرعت در ذهن کودک جای میگیرند و حتی رفتارهای تقلیدی را در او شکل میدهند.
برای مثال، کودکی که یک شخصیت شجاع را در انیمیشن میبیند، ممکن است با تقلید از رفتارهای او، تلاش کند بر ترسهای خود غلبه کند. این تأثیرگذاری در سطوح رفتاری و شناختی ادامه پیدا میکند و به تصمیمگیریهای کودک در موقعیتهای مختلف جهت میدهد.
ضعف بزرگ انیمیشن ایرانی
این استاد دانشگاه یکی از مهمترین مشکلات تولیدات داخلی را بیتوجهی به «بعد عاطفی» میداند. به گفته او، انیمیشنهای ایرانی اغلب با هدف آموزش مستقیم تولید میشوند، در حالی که نقطه ورود به ذهن کودک، احساسات و همذاتپنداری است، نه آموزش صریح.
او همچنین به نبود کار تیمی حرفهای در فرآیند خلق کاراکتر اشاره میکند و میگوید در کشورهای موفق، گروهی از متخصصان حوزههای مختلف از روانشناسی تا بازاریابی در طراحی شخصیتها مشارکت دارند، اما در ایران این فرآیند اغلب محدود به چند نفر است.
کاراکترهای داخلی چرا ماندگار نمیشوند؟
از نگاه خانی، طراحی پیچیده، عدم شناخت بازار هدف و نبود استراتژی بلندمدت از جمله دلایل اصلی شکست کاراکترهای ایرانی است. او تأکید میکند که یک شخصیت موفق باید ساده، قابلدرک و دارای هویت بصری مشخص باشد تا بتواند در ذهن کودک ماندگار شود.
وی همچنین به نبود موفقیت در بازار محصولات جانبی مانند اسباببازی و نوشتافزار اشاره میکند و آن را نشانهای از ضعف در برندسازی کاراکترها میداند. به گفته او، اگر کاراکتری نتواند وارد چرخه اقتصادی شود، نمیتوان آن را موفق تلقی کرد.
نقش اقتصاد و بازاریابی در موفقیت کاراکترها
خانی با اشاره به درآمدهای میلیاردی کاراکترهای خارجی، تأکید میکند که در دنیای امروز، «کاراکتر» خود به یک محصول اقتصادی تبدیل شده است. بهطوری که کودکان در خرید محصولات، بیش از خود کالا به شخصیت درجشده روی آن توجه دارند.
او همچنین به اهمیت بازاریابی نوستالژیک اشاره میکند؛ رویکردی که در آن والدین، کاراکترهای محبوب دوران کودکی خود را به فرزندانشان منتقل میکنند و همین امر به ماندگاری چندنسلی این شخصیتها کمک میکند.
چالشهای ساختاری در ایران
این استاد دانشگاه، تولیدات سفارشی و دستوری را یکی از موانع جدی در مسیر موفقیت کاراکترهای بومی میداند و معتقد است چنین آثاری به دلیل عدم توجه به سلیقه واقعی مخاطب، محکوم به شکست هستند.
او همچنین از مهاجرت نیروهای خلاق در حوزه انیمیشن و بازیسازی بهعنوان یک تهدید جدی یاد میکند و میگوید نبود حمایت مالی و ساختار حرفهای، باعث تضعیف بدنه تخصصی این صنعت شده است.
بازآفرینی اسطورهها؛ راهی برای نجات؟
خانی تأکید میکند که استفاده از اسطورههای ایرانی مانند رستم و سهراب تنها در صورتی موفق خواهد بود که با بازآفرینی خلاقانه و متناسب با ذائقه کودک امروز همراه باشد. به گفته او، روایتهای سنتی و بدون تغییر، نمیتوانند با نسل جدید ارتباط برقرار کنند.

























